خرید بک لینک


چو ضحاک شد بر جهان شهریار

برو سالیان انجمن شد هزار

سراسر زمانه بدو گشت باز

برآمد برین روزگار دراز

نهان گشت کردار فرزانگان

پراگنده شد کام دیوانگان

هنر خوار شد جادویی ارجمند

نهان راستی آشکارا گزند

شده بر بدی دست دیوان دراز

به نیکی نرفتی سَخُن جز به راز

دو پاکیزه از خانه ی جمشید

برون آوریدند لرزان چو بید

که جمشید را هر دو دختر بُدند

سر بانوان را چو افسر بُدند

ز پوشیده رویان یکی شهرناز

دگر پاکدامن به نام ارنواز

به ایوان ، ضحاک بردندشان

بران اژدهافش سپردندشان

بپروردشان از ره جادویی

بیاموختشان کژی و بدخویی

ندانست جز کژی آموختن

جز از کشتن و غارت و سوختن

" فردوسی " 


افسر : تاج پادشاهی

فش : شبیه ، مانند


برچسب: نویسنده: نوید حسینی تاريخ: جمعه 29 بهمن 1395 ساعت: 15:53

صفحه بندی